گاهی فکر میکنم به بدترین وجه زندگی کردم ینی نه از لحظات استفاده کردم نه کاریو با تحقیق انجام دادن ک بعدش پشیمون نشم نه سعی کردم بدونم نه سعی کردم کسب کنم فقط بزرگ شدم! بی تجربه و بی دانش و پشیمون ک همش میخواد برگرده عقب یه تصمیم دیگه بگیره! همش فکر میکنم آخه چه کار درستی کردی نه ک کار درست نکرده باشما ولی درست و حسابی! اون از دانشگاهت ک فقط میخوای تموم شه و هیچی به هیچیه اون از هنرهات ک همه نصفه نیمه ن و اطلاعاتت ک خیلی کمتر از حدی ک باید بدونی میدونی! الانم به هیچجا نرسیدی و فقط واسه آیندت برنامه داری که اون آینده هم هی میفته عقب با این وضع هیچ وقت نمیفهمی برای چی ساخته شدی برای هیچی تلاش نمیکنی و هیچیم نمیشی فقط به قول خودت دور هم زندگی میکنیم تا تموم شه ولی چه زندگی یی؟! اگه سر ازدواجتم بخوای از همین تصمیما بگیری ک واویلا! نمیدونم! خیلی از خودمو سبک زندگیم شاکیم همه ی راهامم به بن بست میخوره و یه مشکل اساسی سر سراهشه. یا من اون زندگی و اون آدمو نمیخوام یا اون آدم منو اون زندگیو نمیخواد😔
نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 14:5 توسط Sun|
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیپور